۱۰ پایان از تاریک‌ترین پایان‌ ها در داستان انیمه‌

۱۰ پایان از تاریک‌ترین پایان‌ ها در داستان انیمه‌

۱۰ پایان از تاریک‌ترین پایان‌ ها در داستان انیمه‌


انیمه‌ها همیشه به پایان خوبی نمی‌رسند و گاهی اوقات پایان‌های تاریک بهترین‌ها هستند. ختم‌حکایت می‌تواند تلخ و شیرین یا حتی غم‌انگیز باشد، اما با توجه به داستان و شیوه روایت، ممکن است راضی‌کننده باشد. در اینجا دقیقاً درباره انیمه‌هایی صحبت می‌شود که پایانی تاریک دارند، خروجی‌هایی که خیلی شادی‌آور یا دل‌گرم کننده نیستند، اما با این حال مخاطب را راضی کرده و گاهاً درس‌هایی ارائه می‌دهند.

اگرچه پایان‌های تاریک می‌توانند ناراحت‌کننده باشند، اما طرفداران انیمه دلایل زیادی برای دنبال کردن این اثرات دارند. این پایان‌ها به شکل ناپذیری تلخ هستند اما داستان‌ها و روایت‌ها آن‌ها را ارزشمند و به یاد‌ماندنی می‌کنند. انیمه‌های کلاسیک زیر با اینکه پایانی غم‌انگیز دارند، باز هم تماشا شدن آن‌ها توصیه می‌شود.

توجه: لیست زیر حاوی اسپویلر می‌باشد، بنابراین اگر این اثار را تماشا نکرده‌اید، از خواندن متن پرهیز کنید.

۱۰. شاهزاده مونونوکه

۱۰. شاهزاده مونونوکه

۱۰. شاهزاده مونونوکه

سوال این است که آیا شخصیت‌ها از اشتباهات خود درس می‌گیرند یا خیر باقی می‌ماند

اگر تمام عوامل داستان و هزینه‌هایی را که پرداخت شده در نظر گیریم، انیمه شاهزاده مونونوکه پایانی مثبت دارا بوده است. اما هشداری وجود دارد و آن این است که هیچ تضمینی وجود ندارد که صلح و آرامش به دست آمده در طولانی مدت حفظ شود. روح محبوب جنگل و مادرخوانده سن یعنی مورو فوت کرده‌اند و Iron Town و جنگل هم ویران شده‌اند. از سوی دیگر، طلسم آشیتاکا از بین رفته است و ساکنان Iron Town نجات پیدا کرده‌اند. شخصیت ابوشی هم قصد دارد با همسازی و زندگی با طبیعت ادامه دهد. جنگل هم با ظهور مجدد کوداما تصمیم به ادامه حیات گرفته است.

با این همه، فیلم پایان باز دارد و هیچ تضمینی وجود ندارد که خانم ابوشی و ساکنان Iron Town به همسازی با طبیعت پایبند بمانند. احتمال زیادی وجود دارد که مردم Iron Town به روش‌های قدیمی خود یعنی طمع و بهره‌برداری از منابع طبیعی بازگردند و در نتیجه چرخه خشونت و انتقام را که در وهله اول این درگیری‌ها را ایجاد کرد، دوباره آغاز کنند.

۹. گیاس کد

۹. گیاس کد

۹. گیاس کد

«لولوش» خودش را از میان ببرد تا جهان را نجات دهد

در انیمه معروف Code Geass، «لولوش» از حیله‌گری و توانایی‌های مافوق‌العاده‌اش به نام گیاس برای فریب‌ دادن جناح‌های مختلف سیاسی استفاده کرده تا بتواند قدرت امپراتوری بریتانیا را بگیرد و ژاپن را از حاکمیت آنها آزاد کند. نقشه لولوش این است که خودش را گناهکار و به عنوان یک ستمگر بی‌رحم نمایانده تا تمام دنیا علیه‌اش متحد شوند. اساساً لولوش در حال خلق یک ویولن و ایجاد یک بحران است تا تمام شخصیت‌ها و احزاب را به هم متحد کند، زیرا آنها در شرایط عادی در حال جنگ با یکدیگر بودند.

نقشه لولوش در نهایت موفق می‌شود و داستان این انیمه در لحظه اوج می‌گیرد زمانی که لولوش ترور خود را به شکلی دقیق برنامه‌ریزی می‌کند. لولوش جان خود و همچنین شهرت و اعتبارش را برای منافع دنیا قربانی می‌کند. تلخی و تراژدی داستان Code Geass در این است که تمام دنیا لولوش را به عنوان یک ظالم خواهند یادآورد و هیچ کس واقعاً نمی‌داند که او خودش را برای تحول دنیا به یک مکان بهتر فدا کرده است.

یادداشت: گیاسِ لولوش براساس یک مفهوم از اسطوره‌شناسی‌ ایرلندی است که در انگلیسی امروزی geas یا geis نوشته شده و gesh خوانده می‌شود. geas در واقع یک تعهد ماورایی است که فرد باید به آن عمل کند و اگر آن را بشکند با عواقب جدی‌ای رو به رو خواهد شد.

۸. کابوی بیباپ

۸. کابوی بیباپ

۸. کابوی بیباپ

«اسپایک» مرگ امکان‌پذیریِ با شکوه دارد

حتی پیش از دوره به پایان رسیدن وارد مرحله‌ای تلخ و تاریک می‌شود، کابوی بیباپ، دقیقاً پیش از آنکه ماجراها به اوج برسند و اسپایک با ویشس و تشکیلات سندیکیت اژدهاي قرمز مواجه شود، پایان غم‌انگیزی به خود می‌گیرد. شخصیت‌های جالب و سرگرم‌کننده مانند «اِد» و «این» گروه بیباپ را ترک می‌کنند تا فضایی برای ایجاد قسمت‌های نهایی فراهم شود. اسپایک با جت و فی خداحافظی می‌کند و به سوی راهی می‌رود که تنها با مواجهه با اعضای سندیکیت اژدهاي قرمز پر شده است. این همان زمانی است که او می‌داند احتمال از دست دادن جانش در این لحظه بسیار بالاست. با این حال، اسپایک در نهایت موفق به کشتن ویشس می‌شود و ما شاهد یک اسپایک زخمی هستیم که انگشتش را به عنوان یک تفنگ به سمت دوربین نشانه گرفته و «بنگ» می‌گوید و فوراً از دیدار ما خارج می‌شود و سریال در همین نقطه به اتمام می‌رسد.

اگرچه پایان غیرمنتظره کابوی بیباپ سرنوشت اسپایک را در یک هاله از ابهام قرار می‌دهد، اما نحوه‌ای که صحنه به تصویر در می‌آید، امید را برای زنده ماندن اسپایک کمتر می‌کند. حتی اگر او به وسیله زخم‌هایش کشته نشود، پایان همچنان یک تراژدی است و در واقع، اسپایک مجبور شده است همه چیز — از جمله ارتباطاتی که با سایر اعضای گروه بیباپ برقرار کرده بود — را فدا کند تا بتواند در نهایت با ویشس و سندیکیت اژدهاي قرمز مقابله کند.

۷. جادوگر

مادرانه تمام امور را فدای دخترش می‌کند

یکی از اقتباس‌های بسیار از نشر Image Comics، انیمه Witchblade است که داستان دارندگان این شیء باستانی را که شکل یک سپر جادویی می‌پذیرد، روایت می‌کند. این انیمه در یک محیط پسا-آخرالزمانی، هیجان‌انگیز و اکشن قرار دارد، اما اساساً داستان آن درباره مادربودن است. در این سریال، دارنده Witchblade، «ماسانه آهاما»، مادر تنها فرزند شش ساله‌اش به نام ریهوکوست.

تلاش‌های مکرر ماسانه به اوج خود می‌رسد زمانی که او خودش را فدای حفاظت از ریهوکو در برابر Witchblade و یک شرکت بدنام می‌کند. تلاشی که ماسانه در پی آن اسلحه‌های زنده و دشمنان مهندسی‌شده خود را که در طول سریال جان او و دخترش را تهدید می‌کردند، نابود می‌کند. تراژدی مرگ این مادر تنها زمانی قابل تحمل‌تر می‌شود که ریهوکو طی سریال زنده بماند و در نهایت یک خانواده جدید در میان دوستان و همراهان ماسانه پیدا کند.

۶. دختر جادوگر مگیکا پوئلا

مادوکا دنیا را رها می‌کند تا به نمادی از امید تبدیل شود

اگرچه انیمه‌های سبک دخترانه و جادویی با لحظات تلخ و تاریک معمولی هستند، انیمه Puella Magi Madoka Magica به نحوی تاریک و متفاوت از دیگران است که در آن دختران نوجوان برای مقابله با هیولاها داوطلب می‌شوند. در طول داستان سریال، جنگیدن با جادوگران به نظر تصمیم اشتباهی می‌آید، زیرا شخصیت‌های سریال در هر دوره زمانی و تکرارهای مختلف، به کشته می‌شوند.

تنها راه شکست دادن این جادوگران آرزو کردن مادوکاست که در آن یک تناقض زمانی به وجود می‌آید؛ به نحوی که انگار تا قبل از این، این جادوگران وجود نداشته‌اند. متاسفانه، در این فرآیند او جسم خود را فدا می‌کند و به یک روح الهه مانندِ امید و مراقب ارواح دختران جادویی تعالی می‌یابد. اگرچه مدوکا به یکی از قدرتمندترین شخصیت‌های انیمه تبدیل می‌شود، آرزوی خود وجودش را نیز کاملاً از بین می‌برد و مرگ او برای هومورا بسیار ناراحت‌کننده است. در نهایت، تنها هومورا و برادر کوچک مدوکا به یاد خواهند آورد که او هرگز وجود نداشته است و این پدیده تصویر کلی را بسیار غم‌انگیز می‌کند.

۵. ماجراجویی‌های عجیب و غریب جوجو: خون اولیه

۵. ماجراجویی‌های عجیب و غریب جوجو: خون اولیه

۵. ماجراجویی‌های عجیب و غریب جوجو: خون اولیه

پیروزی «دیو برندو» اتفاقات سریال را شکل می‌دهد.

شخصیت «دیو برندو» در کنار بودن با ویلن، یکی از شخصیت‌های کلیدی در انیمه JoJo’s Bizarre Adventure است و نقش دشمن را در بخش اول و سوم این سریال ایفا می‌کند. جالب است که تأثیر دیو در تمام داستان این فرنچایز باقی می‌ماند و اهمیت او در ادامه سریال — چه به عنوان یک شخصیت اصلی و چه به دلیل اینکه بسیاری از ویلن‌ها میراث او را حمل می‌کنند — به دلیل پیروز شدن او در انتهای Phantom Blood است.

گرچه جاناتان در نقشه‌های دیو در Phantom Blood دخالت داشت، اما این پدیده باعث مرگ او شد. جاناتان به جای اینکه دیو را کاملاً شکست دهد، تنها موفق به کند کردن روند پیش رفتن نقشه‌های او شد و به دلیل فداکاری‌اش، پیروزی دیو کم‌تر دیده شد. با این حال، Phantom Blood پایانی تلخ دارد، به خصوص اینکه دیو همچنان در داستان تا فصل پنجم انیمه، یعنی Stone Ocean، تأثیرگذار است.

۴. Cyberpunk Edgerunners

این انیمه به دلیل سبکش، پایانی خوشحال‌کننده ندارد

با توجه به یک قاعده عمومی، داستان‌های سایبرپانک تلخ و تاریک هستند و اگرچه از نظر هنری جلب توجه می‌کنند، اما همچنان از لحاظ اخلاقی گریم‌آور هستند. Cyberpunk Edgerunners از این قاعده مستثنی نیست. دنیای اصلی بازی رومیزی سایبرپانک و اقتباس آن از بازی ویدیویی Cyberpunk 2077 اصولاً دنیایی تلخ دارد، بنابراین انیمه Cyberpunk Edgerunners از تلخی آن فرار نمی‌کند. زمانی که سرقت‌ها به خوبی پیش نمی‌رود، شخصیت‌های اصلی کشته می‌شوند، و این اتفاق به دقت قبل از آن می‌افتد که «آدام اسمشر» به تنهایی به نابود کردن بقیه بپردازد. لوسی و فالکو تنها کاراکتر‌های اصلی هستند که زنده می‌مانند و با اینکه لوسی به آرزوی خود برای رفتن به ماه می‌رسد، اما در واقع ارزش هزینه‌هایی که در طول مسیر پرداخت کرده‌اند را ندارد.

Basilisk.3

Basilisk.3

Basilisk.3

یک اثر نینجا‌طور از داستان رومئو و ژولیت که به پایان اجتناب‌‌ناپذیر خود می‌رسد

اخطار: در مطلب زیر در مورد خودکشی صحبت شده است

تراژدی بنیادی در انیمه‌ Basilisk به دلیل جنجال تاریخی سیاست‌های ژاپنی به تصویر در می‌آید و قبیله‌های نینجای کوگا و ایگا توسط شوگان و دربار او فریب داده می‌شوند. برای تعیین جانشین شوگان، دربار دو قبیله را به جان یکدیگر انداخته تا از جانب دو جانشین احتمالی بجنگند، آن هم زمانی که در ابتدای سریال این دو قبیله آتش بس اعلام کرده بودند. این اتفاقات جانشینان این دو قبلیه یعنی «گنوسوکه» از کوگا و «اوبورو» از ایگا را در جایگاه رومئو و ژولیت قرار می‌دهد. در نتیجه این دو عاشق یکدیگر شده و گرفتار اختلافات و منازعه قبایل خود می‌شوند.

تمام اعضای شناخته‌شده هر دو قبیله تا انتهای انیمه Basilisk به روشی خشن و دلخراش می‌میرند و متاسفانه گنوسوکه و اوبورو تنها زمانی که خودکشی می‌کنند و پس از آن به یکدیگر می‌رسند. قانونا و در نهایت قبیله ایگا پیروز می‌شود زیرا که گنوسوکه قبل از مرگ غمناک خود آنها را برنده اعلام‌ می‌کند و در واقع دلیل این عمل گنوسوکه عشق و احترامش به اوبورو است.

Grave of the Fireflies.2

نمایش ثابت از روزهای آخر جنگ جهانی دوم

Grave of the Fireflies (مدفن کرم‌های شب‌تاب) ساخته استودیوی Ghibli داستان خواهر و برادر یتیم به نام “ستسوکو” و “سیتا” را در پسایند بمباران Kobe در مارس ۱۹۴۵ تعریف می‌کند. چه خود بمباران و چه پیامد‌های بعد آن به شکلی دردناک و جزئیات دقیق به تصویر کشیده شده است. Grave of the Fireflies در طول روایت خود تاریک باقی می‌ماند و ستسوکو و سیتا در اوج داستان جان می‌دهند. با اینکه پایان به شدت تلخ و ناراحت‌کننده است، اما حداقل روزنه‌ای از امید در آن وجود دارد و زمانی مشاهده می‌شود که روح ستسوکو و سیتا از این دنیا موفق به تماشای بازسازی شهر Kobe در دنیای مدرن می‌شوند. تماشای Grave of the Fireflies به شدت دردناک و دشوار به نظر می‌آید اما به دلیل عمق احساسی فوق‌العاده‌اش به یکی از بهترین انیمه‌های تاریخ تبدیل شده است.

۱٫Berserk.1 (1997)

1.Berserk.1 (1997)

1.Berserk.1 (1997)

سخت‌ترین اتفاقات مانگا در پایان نسخه انیمه‌ای آن اتفاق می‌افتد

مراسم Eclipse یکی از لحظات اساسی در انیمه سریالی Berserk است و همچنین یکی از تاریخچه‌ترین و ترسناک‌ترین لحظات این فرنچایز به شمار می‌آید. شخصیت گریفیث تمام اعضای گروه شاهین را فدای خود کرده تا به Godhand (دست خدا) بپیوندد و به فمتو تبدیل شود. گاتس و کاسکا نیز از نظر روانی و جسمی آسیب سنگین می‌بینند و سایر اعضای گروه شاهین نیز به شکلی دردناک توسط شیاطین نابود می‌شوند و سرانجام سریال به اتمام می‌رسد.

تنها نکته امیدبخش پایان، صحنه پس از تیتراژ است که گاتس را نشان می‌دهد که در تعقیب گریفیث برای انتقام از اوست، با این حال هیچ تضمینی وجود ندارد که گاتس در نهایت موفق به این کار شود. نه شخصیت‌ها و نه مخاطبان شانس پیگیری یک کابوس تلخ را که تماشا کرده‌اند، نمی‌یابند. با اینکه در مانگا گاتس را مشاهده می‌کنیم که در نهایت امیدوار می‌شود و رفتاری کمی اجتماعی‌تر دارد، اما انیمه سریالی سال ۱۹۹۷ هیچ نشانی از آن را به ما نشان نمی‌دهد و در نهایت پایان این انیمه را به یکی از تلخ‌ترین پایان‌ها در این صنعت تبدیل می‌کند.

با توجه به اینکه اتمام انیمه درست بعد از وقایع مراسم Eclipse رخ می‌دهد و به تاریک‌تر شدن پایان می‌پیوندد، اما زمانی که این اقتباس در سال ۱۹۹۷ تولید شد، مانگای اصلی آن نیز تنها تا پس از وقوع این حادثه نوشته شده بود. بنابراین، داستانی پس از آن برای اقتباس وجود نداشت. تولید یک پایان دوباره و در عین حال تلخ در این اقتباس انیمه‌ای تنها گزینه تولید‌کنندگان بود و شایان ذکر است که سختی‌های فراوان اقتباس از مانگای اصلی منجر به این شده که بیشتر اقتباس‌ها بر روی داستان Golden Age تمرکز کنند. پس با توجه به نکات گفته شده، مراسم Eclipse پایانی اجتناب‌ناپذیر و غم‌افزا باقی می‌ماند.

انیمه سال ۱۹۹۷ در حال حاضر برای تماشای آنلاین در دسترس نیست، اما اقتباس سال ۲۰۲۲ از این فرنچایز به نام Berserk: The Golden Age Arc – Memorial Edition برای تماشا در کرانچی رول و آمازون پرایم ویدئو در دسترس است.

کلام آخر

برخی از بهترین انیمه‌های ساخته‌شده با صحنه‌هایی غم‌افزا و تلخ به اتمام می‌رسند. با این حال به لطف قصه‌گویی عالی و بار احساسی ژرف، حتی این پایان‌های تاریک می‌توانند راضی‌کننده باشند. طرفدارانی که به دنبال داستان‌های عمیق و عالی در دنیای انیمه می‌گردند، نباید از پایان‌های تاریک و وقایع تلخ بترسند و از آنها دوری کنند.

امتیاز

داستاندانستنی ها

پایان تلخ داستانداستان غم انگیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *